يکشنبه 18 تير 1396

ناقـوس جنگ آبی

پیامد سدهای داخلی و خارجی برای ایران بررسی شد
کنفرانس بین‌المللی مقابله با گرد و غبار تهران، در حالی برگزار شد که ایران با سدهای بسیاری در خارج کشور مانند ایلیسو، سلما، آتاتورک، کجکی و کمال‌خان و در داخل کشور نیز با صدها سد دیگر محاصره شده است.
زیست بوم/نجمه جمشیدی: کنفرانس بین‌المللی مقابله با گرد و غبار تهران، در حالی برگزار شد که ایران با سدهای بسیاری در خارج کشور مانند ایلیسو، سلما، آتاتورک، کجکی و کمال‌خان و در داخل کشور نیز با صدها سد دیگر محاصره شده است. سدهایی که بلای جان ایرانیان شده‌اند و هر روز شهرهای بیشتری در گرد و غبار ناشی از عواقب سدسازی دفن می‌شوند.
ایلیسوی ترکیه
ایلیسو، سدی است که مخالفان بسیاری در جهان دارد. یکی از مخالفان آن، مردم ایران هستند. درصورت آبگیری این سد، حق‌آبه هورالعظیم از دجله و فرات قطع می‌شود؛ آن زمان تنها خوزستان با ریزگردها دست و پنجه نرم نمی‌کند بلکه تمامی شهرهای ایران، درگیر بحران ریزگرد می‌شوند. سد ایلیسو توسط مستشاران فنی از کشورهای آلمان، اتریش و سوییس، طراحی و تا یک مقطعی نیز توسط آن‌ها درحال ساخت بود. گنجایش این سد، بیش از 10 میلیارد مترمکعب است، یعنی درحدود سه برابر بیشتر از کرخه به‌عنوان بزرگ‌ترین سد ایران است.
ایلیسو در منطقه کردنشین «حسن‌کی» جانمایی و درحال ساخت است. آنجا یک منطقه باستانی ارزشمند به‌همراه ثبت یونسکو است. احزاب سبز در کشورهای آلمان، اتریش و سوییس نسبت به ساخت سد ایلیسو اعتراض‌های گسترده‌ای انجام داده‌اند. اعتراض احزاب سبز این کشورها به پروژه ایلیسو، موجب شد تا دولت‌های آلمان، اتریش و سوییس از این پروژه خارج شوند.ناقـوس جنگ آبی
اما باوجود خارج شدن این کشورها از پروژه ایلیسو، ترکیه همچنان قصد اجرای این پروژه را دارد و سد ایلیسو تاکنون متوقف نشده است. طبق برنامه‌ریزی‌ها این پروژه تا سه سال دیگر به اتمام می‌رسد. کارشناسان محیط زیست، بارها نسبت به پیامدهای احداث و آبگیری این سد به دولت ترکیه هشدار داده‌اند اما دولت ترکیه بدون توجه به این هشدارها باسرعت بیشتری این پروژه را ادامه می‌دهد.
سفیر ترکیه در کنفرانس مقابله با گردو غبار تهران در پاسخ به اعتراض دولت ایران و دیگر کشورهای همسایه نسبت به سدایلیسو گفت:« ترکیه از حق حاکمیتش بر سرچشمه‌های دجله و فرات و سدسازی بر آن‌ها نمی‌گذرد و منابعی همچون آب را با دیگر کشورها به اشتراک نمی‌گذارد».
دولت ایران از ترکیه به لاهه شکایت کند
این استدلال دولت ترکیه با اعتراض و واکنش‌های بسیاری همراه بود. محمد درویش با اشاره به پویش مردمی نجات میانرودان گفت:« بیش از 120 هزار ایرانی، نامه‌ای را درخصوص توقف ساخت سد ایلیسو امضا کرده‌اند. با این نامه، دولت ایران می‌تواند از دولت ترکیه به دادگاه لاهه شکایت کند. چنین استدلال‌هایی موجب ناامنی و بحران در منطقه می‌شود».
سد سلمای افغانستان
پروژه‌ مخرب دیگری که در سایه سکوت و بی‌تفاوتی مسئولان درحال اجراست، سد «سلما» روی هریرود افغانستان است. این سد با اعتباری بیش از 200 میلیون دلار با همکاری هندی‌ در بالادست هریر ود در حال ساخت است.
اما چرا احداث چنین سدی برای ایران مخرب است؟ بخش بزرگی از آب ایران در شرق کشور به‌ویژه خراسان‌رضوی از هریرود تامین می‌شود. در صورت بهره‌برداری از این سد، ۷۳ درصد حقابه ایران از این رودخانه کاهش می‌یابد و شاهد بحران آبی در منطقه شرق کشور که درحال حاضر با خشکسالی دست و پنجه نرم می‌کند، خواهیم بود. علاوه‌بر ایران ، دولت ترکمنستان نیز با اجرای این پروژه به‌شدت مخالف است.
سدسازی افغانستان، داستان تازه‌ای برای ایرانیان نیست. اما نقطه مشترک تمام پروژه‌های سدسازی افغانستان، منفعل بودن دولت ایران درقبال این‌گونه اقدام دولت افغانستان است.
سدهای افغانستان، متهم اصلی خشک شدن و نابودی هامون و درنتیجه مهاجرت هزاران سیستانی از زادگاه‌شان به‌دلیل خشکسالی است.
افغانستان، دو پروژه سد کجکی و کمال‌‌خان را روی رودخانه هیرمند احداث کرد. با این سدها، حق‌آبه هامون ایران از رودخانه هیرمند قطع شد و هامون خشکید.
تمامی این پروژه‌های سدسازی درحالی اجرا می‌شود که افغانستان و ایران در سال ۱۹۵۰، کمیسیونی مشترک‌ برای مدیریت منابع آبی مشترک تاسیس کردند و در سال ۱۹۷۳، توافق شد که ایران، میزان مشخصی آب دریافت کند. اما پس از این سدسازی‌ها، دولت افغانستان نسبت به تعهدات خود در قبال حق‌آبه ایران بی‌تفاوت شد و این مساله تا جایی پیش رفت که «شجاع الدین ضیایی»، معاون وزارتخانه انرژی و آب افغانستان گفته است:«هم‌اکنون کابل، ‌دلیلی برای انجام مذاکرات آب با ایران نمی‌بیند».
امان از سدسازی‌های داخلی
داستان آب، مقدس‌ترین عنصر طبیعی در سرزمین چشمه‌ها و قنات‌ها که این روزها دل هر ایرانی را به‌ درد می‌آورد،تنها به سدسازی همسایه‌هایش ختم نمی‌شود بلکه ایرانی‌ها نیز بدتر از همسایه‌ها بر خود روا دانسته‌اند. اما چه شده است ایرانیانی که آب را آنچنان مقدس می‌دانستند که میهن خویش را «آب و خاک» می‌نامیدند، این روزها اینچنین به‌جان اندک منابع آبی باقی‌مانده خود افتاده‌اند.ناقـوس جنگ آبی
نتیجه مدیریت منابع آبی کشور درچند دهه اخیر، خشکی صدها تالاب، رودخانه و چندین دریاچه است. یکی از این دریاچه‌ها ، ارومیه است.
ارومیه، بزرگ‌ترین دریاچه خاورمیانه و یکی از بزرگ‌ترین دریاچه‌های نمک در جهان است که خشک می‌شود. از سال 2005 تاکنون بیش از 65 درصد مساحت دریاچه ارومیه از دست رفته است. حال سطحی از کوه‌نمک نمایان شده و دیگر در زیر آب نیست. این دریاچه در سال 1971 از کنوانسیون رامسر، به‌عنوان یک دریاچه مهم و بین‌المللی اعلام شده است و در سال 1976 اعلام شد که یونسکو آن را تحت حمایت ذخیره بیوسفر قرار داده است. دریاچه و زمین‌های اطراف آن، منبع مهم غذایی و همچنین پرنده‌های مهاجری است که از میگو تغذیه می‌کنند. به غیر از پلانگتون‌ها، میگو‌ها تنها جاندارانی هستند که در این آب می‌توانند زندگی کنند.دریاچه ارومیه، آخرین ایستگاه جابه‌جایی آب است؛ به‌گونه‌ای که آب در آن می‌ماند و از آن بیرون نمی‌رود. دلایل پایین رفتن دریاچه، خشکسالی، انتقال بی‌رویه و آب‌رسانی کشاورزی بیش از حد بوده است.
نبرد آب در ایران
نبود مدیریت اصولی در منابع آبی کشور تا جایی پیش رفته که یکپارچگی هویت ملی ایرانیان را نشانه رفته است. به‌گفته کارشناسان این حوزه، به‌زودی شاهد جنگ آب در ایران خواهیم بود. درحال حاضر به‌دلیل همین پروژه‌های انتقال آب، بسیاری از هموطنان کشورمان به‌جان یکدیگر افتاده‌اند. کشاورزان شرق اصفهان با بلدوزر به جان لوله انتقال آب از این استان به استان یزد افتاده‌ و آن را شکسته‌اند. مردم چهارمحال‌وبختیاری نیز، به‌دلیل پروژه‌های انتقال آب بی‌شماری که از استان‌ها به اصفهان اجرا شده با اصفهانی‌ها به مشکل برخورده‌اند و به همین ترتیب، لرها، قمی‌ها، اصفهانی‌ها، کاشانی‌ها، یزدی‌ها، کرمانی‌ها، سیستانی‌ها و ترکمن‌ها به مشکل خورده‌اند.
آب دیروز و امروز
آب در ایران باستان، جایگاه ویژه‌ای داشته تا جایی‌که آب نیز یک الهه داشته‌ است؛ الهه‌ای به‌نام آناهیتا. به‌باور ایرانیان‌باستان الهه آب، فرشته نگهبان چشمه‌ها و باران و نماد باروری، عشق و دوستی بوده است. اما امروز آب، بی‌ارزش‌ترین عنصر طبیعت در نزد ایرانیان به‌شمار می‌رود؛ چراکه آن‌ها بدون هیچ دغدغه و نگرانی این مایه حیات را هدر می‌دهند و به عواقب آن فکر نمی‌کنند.
کدام دولت، مسئول خشکی ارومیه است؟
دولت ایران به دولت ترکیه درخصوص پروژه‌های سدسازی همچون آتاتورک و ایلیسو، اعتراض‌های فراوانی داشته است اما نکته قابل توجه پاسخ دولت ترکیه به این اعتراض‌ها بوده است. آن‌ها به مسئولان ایرانی گفته‌اند کدام دولت، مسئول خشک شدن ارومیه، بختگان، گاوخونی و صدها تالاب و رودخانه دیگر در ایران است؟ در میان حراج آب در ایران، حال چه انتظاری از کشورهای همسایه برای به اشتراک گذاردن منابع آبی‌شان با ایران می‌رود.


 

کليه حقوق اين سايت متعلق به گروه زیست محیطی یاشیل میشو شهرستان شبستر می باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
تلفن: 04142421810 - فاکس: 04142427272 - پست الکترونيک: Yashilmisho.ngo@gmail.com

Designed by Shabestar.net