تصویر روز
 
لینک های مفید
 سازمان حفاظت محيط زيست
 سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور - GSI.ir
 سازمان هواشناسی کشور
 مؤسسة تحقيقات جنگلها و مراتع
 موسسه جغرافيايي و گيتاشناسي
 مرکز اطلاعات و منابع علمي ايران
 مناطق چهارگانه زیست محیطی ایران
 دانشنامه پستانداران ایران
 دانشنامه پرندگان ایران
 
نظرسنجی

مهمترین عامل موثر در کاهش جمعیت حیات وحش کشور کدام است؟




 
 
نظرسنجی 6

با تصویب قانونی مبنی بر ممنوعیت شکار و جمع آوری سلاح های شکاری موافق هستید؟



 
 
دهستان گونئي شرقي

  دهستان گونئي شرقي و روستاهاي آن
دهستان گونئي شرقي شامل روستاهاي بنيس، شانجان، وايقان، ديزج خليل، نوجه ده مي باشد كه تمامي آنها داراي نقش بسيار مهمي در منطقه ارونق و انزاب مي باشند چرا كه در فاصله بسيار كمي از شبستر قرار گرفته و اطراف آن را احاطه نموده اند.
اكنون به بررسي اين روستاها پرداخته مي شود.

  بنيس در گذرگاه تاريخ
«قريه است آباد، واقع در بين سيس و شبستر كه سه كيلومتر با شبستر فاصله دارد. تعداد زيادي از ساختمانهايش آجري و مرتب است.
به اين روستا بنيست نيز مي گويند.
«بنيس يا بنيست يكي از قرأي بلوك ارونق از توابع تبريز است كه در شمال غربي آن واقع شده و باراضي قريه سيس و شانجان و قصبه شبستر متصل است.
جمعيت اين روستا در سال 1345 هجري شمسي
«2394 نفر بوده كه در 427 خانوار زندگي مي كردند.



  آثار تاريخي و باستاني بنيس


  الف : امامزاده سيد علي آقا بن موسي الكاظم : بنيس
اين امامزاده در بالاي تپه اي رفيع و زيبا در قسمت شمال شرق و روستاي بنيس قرار دارد. مشهور است كه مدتها قبل روستاي بنيس در نزديك امامزاده مزبور واقع بوده اما بعدها به دليل روي دادن سيل مهيبي كه منجر به ويراني مساكن و خانه ها شد، روستا به قسمت پائين تپه انتقال داده شده است. محل سيلاب قديمي، مابين امامزاده و محل كنوني روستي بنيس قرار گرفته است اهالي محل معتقدند كه بنيس قديمي، در همين مكان و پايين تر از امامزاده در دره اي قرار داشته و در اثر زلزله اي كه تقريبا صد سال قبل واقع شده تخريب گرديده است و اما بنيس كنوني در قسمت غربي سيلاب قرار گرفته است.
در طي راه امامزاده تكه هايي از سفالينه هاي شكسته آن هم به مقدار زيادي مشاهده مي شود كه بيش از هر چيزي با رنگهاي زيبايشان جلوه گري مي نمايند. از آنجائي كه سفالهاي بنيس از قديم الايام مشهور بوده اند احتمالا اين تكه هاي سفال از بقاياي كارگاههاي سفالگري كه اين روزها تعطيل شده اند به جاي مانده است.
و اما برروي دروار امامزاده زيارت نامه اي مورخ 1394 هجري قمري مشاهده مي شود. متأسفانه سنگ قبر اين امامزاده ناپديد شده است.
دره اي در مقابل امامزاده قرار دارد كه موسوم به «ديزه ور» بوده است. بنابر اظهارات حاج مهدي داستاني يك سنگ حمام در طي يك حفاري در مقابل امامزاده كشف شده است. اين روزها در دره ديزه ور كشاورزي نيز رواج دارد. كشاورزان در اطراف دره ديزه ور معتقدند كه به هنگام شخم زدن و كندن زمين يه يك طشني مسين برخورد كرده اند به به صورت وارونه زير زمين قرار گرفته بود و در زير آن طشت دو اسكلت كوچك ولي سالم كه احتمالا از آنِ دو انسان نوجوان بوده بدست آمده. گويا به هنگام رخ دادن زلزله مشهور بنيس طشت روي دو نوجوان افتاده و آنها در زير طشت مدفون گرديده اند.

  ب : مسجد جامع بنيس
اهالي بنيس معتقدند كه مسجد جامع، قدمت بيش از صد سال دارد اما در سال 1348 تعمير شده است (مطابق با 1389 قمري).
در مقابل مسجد جامع بنيس نيز يك قوچ سنگي وجود داشته كه متأسفانه حدودا در مهر ماه سال 1376 ناپديد شده است. قدمت اين قوج سنگي دقيقا مشخص نبوده است. عبدالعلي كارنگ نيز بدين نكته اشاره نموده مي نويسد :
«در سمت جنوبي ميدان مسجد كه سابقا قبرستان مشايخ بوده سنگ قبر بزرگي ديگر نيز در كنار قوچ سنگي به چشم مي خورد.»
چراكه :
بنابر اظهارات آقاي فرامرز رحيم لو مسئول شوراي محلي بنيس در سوي ديگر مسجد جامع سنگ خاراي سياه رنگ زيباي ديگري كه روي آن واطرافش مزين به آيات قرآن از جمله آيه الكرسي بوده به همان اندازه سنگ دوم وجود داشته كه متأسفانه چند سال پيش اين سنگ ناپديد شده است.
امروزه در مقابل مسجد جامع بنيس سنگ خاراي سياه رنگ بزرگي به اندازه قامت يك انسان وجود دارد.
در مورد اين سنگ اهالي بنيس معتقدند كه امير ارشد كه زماني سرلشگر سپاهيان بود و يكي از شورشيان منطقه قره داغ در زمان اسماعيل آقا سميتقو با كردها مي جنگد اما بعد خود وي به دست پسر عمويش رحيم خان به قتل مي رسد. بعد از قتل جسد او را روي همين سنگ سياه شسته و غسل داده و بعد آنرا به قره داغ انتقال دادند.

  ج : مقبره بابا قاسم
در يكي از ميادين قدمي روستاي بنيس مقبره اي با دو آرامگاه موسوم به سيد قاسم سالكي و سكينه خاتون وجود دارد. سيد قاسم فرزند شخصي مؤمن به نام بابا بوده است. اهالي بنيس روايت مي كنند كه : هر شب جمعه حدود يك دسته از اهوان به جلوي درب منزل سيد بابا مي آمده اند، اهل منزل منزل شير آهوان را مي دوشيدند و آن هنگام آهوان به مآوي خويش باز مي گشتند. مردم بنيس اعتقاد عجيبي به اين مقابر داشته و هنوز هم براي آنها نذر و نياز مي كنند.

  ه : مقبره باله حسن بنيسي
باله حسن بنيسي از مشاهير بنام بنيس بوده كه در مبحث مشاهير بنيس راجع بوي شرح داده شد. و اما :
تا چند سال پيش كه مقبره باله حسن پا برجا بوده قسمتي از ديوار ها و سقف مقبره فرو ريخته بود كه با همكاري عده اي از اهالي بنيس مقيم تهران به مقبره سر و سامان داده شده است.
در درون مقبره كه اكنون متأسفانه شبيه اتاقكي است بسيار كثيف كه در يك طرف آن جعبه هاي سيما قرار داشت و بر در ورودي آن پيرمردي به دوختن كفش مشغول است. دو قطعه سنگ وجود دارد. يكي سياه و شكسته شده كه سنگ قبر باله حسن مي باشد بر روي آن چنين حك شده است «اللهم صل علي محمد المصطفي و علي المرتضي»
و ديگري سنگ مرمرين سفيد رنگي كه از وسط به دو نيم شده و به علاء الدين محمدبن خواجه عبدالله تعلق داشته و حاشيه هاي آن با چند ترنج و نقوش اسليمي و ختائي تزئين شده و دورادور آن با خط ثلث بسيار زيبا چنين حك شده است. (در قسمت بالائي سنگ) «هذا روضه المرحوم المغفور و علاءالدين محمد بن خواجه عبدالله 990 » در پائين سنگ«آيه كل من عليها فان.. و قسمتي از سوره الرحمن جانب جنوبي مصرع بعدي يعني «من در آب و آتشم از اشگ و آه سوزناك»
ظاهرا تاچند سال پيش اشياء ديگري در مقبره وجود داشته كه متاسفانه امروز تنها سنگ قبر شكسته باله حسن و سنگ دونيم شده متعلق به قبر مرمرين علاءالدين محمد به چشم مي خورد .
اما عبدالعلي كارنگ مي نويسد :
دو قطعه سنگ سياه شكسته نيز با نوشته هاي لايفردر پاي ديوار جنوبي مقبره افتاده بود

  سنگ قبر پيرزنگي
راجع به پير زنگي در بخش مربوطه به مشاهير بنيس بحث و بررسي گرديد و اما همانگونه كه در روضات لجنان آمده است . مزار اين درويش نزديك مزار باله حسن بوده است
ظاهرا تا حدود 40 سال پيش سنگ قبر وي موجود بوده است : چنانكه عبدالعلي كارنگ اشاره نموده است :
در بيرون مقبره كمي غربي تر ، در پاي ديوار خانه اي، سنگ قبر خاراي بسيار بزرگي هم وجود داشت كه روي آن صاف و در حاشيه ديوارهاي آن «آيه الكرسي» با خط نسخ نزديك به كوفي، بطور برجسته كنده شده بود. مي گفتند اين قبر پيرز زنگي، يكي از مشايخ بزرگ قديم است. عظيمت و كيفيت قرار گرفتن سنگ نشان مي داد كه از روزي كه بر روي قير نهاده شده از جاي خود تكاني نخورده است.
اما متأسفانه اين سنگ چند سال گذشته مفقود شده است.


  مشاهير و مفاخر بنيس :
 

  الف : باله حسن بنيسي
وي مريد شيخ شهاب الدين محمود اهري (متوفي 698 يا 695 ) بوده است كه بنابر نوشته ملا حشري زبده احرار و مرجع ابرار بوده است. وي از معاصران خواجه محمد كججائي بوده است.
اين بيت از اوست :
چشم دلم گشادي غير از تو كس نديدم
غيري كه ديده بودم آن عير هم تو بودي
نام باله حسن بنيسي در رديف 70 نفري كه نزد شيخ بابا حسن رفت و آمد مي كرده ذكر شده است : از جمله از قول شيخ حسن بلغاري (متوفي 698 هجري قمري) نقل شده است كه :
«من بيست و هشت كس را دريافتم از واصلان محقق و عارفان مدقق كه پيوسطه شعاع پرتو آفتاب معرفت الهي برگلزار سينه بي كينه ايشان تابنده بود و … ا.ما از جمله اين بيست و هشت كس ، اول حضرت شيخ سعد الدين حموي ، و شيخ شمسي الدين رازي و بابا حسن سرخابي و بابا مزيد كه از اقطاب بوده و خواجه عبدالرحيم آژآبادي و خواجه محمد كججائي و خوابجه صائن الدين يحيي تبريزي و خواجه شمس الدين مراغي و باله حسن بنيسي و بابا فرج لقائي و شيخ شعيب ژنده پوش و بابا شعيب پينه دوز و صالح بابا و شيخ كريم الدين شبستري و ….


  وايقان در گذرگاه تاريخ ( وجه تسميه و تاريخچه شهر وايقان)

در ارتباط با سابقه تاريخي و وجه تسمه نام وايقان نظرات مختلفي وجود دارد عده اي معتقدند نام قديمي وايقان ( آق جا ) و يا ( آقچه ) بوده است. دليل بر اين مدعا اظهارات ريش سفيدان و وجود قناتي بنامم «آق جا كهريز» در محله قديمي شرق وايقان كه در سال 1348 خشكيده است ( كه از زير روستاي ديزج خليل از محله مير اللو تا شرق محله محمودلو وايقان امتداد داشته) ميباشد. همچنين وجود بازار بزرگ سرپوشيده قديمي در نزديكي آقا كهريز كه محل داد و سند كاروانها بوده و قسمتي از آن بنام «منجوق چي بازار» تاكنون مشهور است و وجود تيمچه اي بنام «حاج سيد حسين، كه اثري از آن امروز وجود ندارد و نيز وجود زمينهاي اطراف آقجا كهريز بنام «چايچي بازار» نمايد.
و نيز وجود محله قديمي ميرالو كه اكنون از محلات شهر ديزج خليل مي باشد كه ابتدا تا زمان قاجاريه جزء روستاي واقان بوده است، وجود تپه حسنلو، زمين لشلو( زمين اجساد)، كشف مقادير كثيري آجر نپخته و يك حوض سنگي بزرگ از سوي كشاورزان محله ميرالو و وجود روستاي شنگل آباد (شنگل آور) كه در محله مران وايقان قرار داشته و اكنون روستاي مستقلي شده است نيز دليل محكمي بر قدمت و وسعت تاريخي شهر وايقان مي باشند.
در اين ارتباط عده اي از ريش سفيدان وايقان از پدران خود نقل مي كنند كه به دليل آنكه جنگ سختي ميان اهالي وايقان و دشمنانشان روي مي دهد و عده زيادي مقتول شده و خون زيادي به زمين ريخته مي شود، احالي روستاهاي اطراف كه به تماشاي جنگ آمده بودند فرياد مي زدند واي- قان يعني واي خون كه البته صحت و سقم اين نقل قول براي ما اثباط نشده است.
اما در برهان قاطع در ارتباط با كلمه وايقان چنين آورده اند. «قان كلمه فارسي باستان و همرديف كلمه كند، گند، جند، جان به معناي آبادي و شهر است و واي به معني چاه بوده است»
پس با اين حساب نام واقان به جهت وجود چشمه ها و قناتهاي فراواني كه در آن جريان داشته شده است ناشي شده است.
اما قديمي ترين سندي كه از وايقان ياد كرده است نزهه القلوب مي باشد. در آن زمينه حمدالله مستوفي بعد از ياد كردن منطقه ارونق مي نويسد :
«.. و سي پاره ديد است و اكثرش معظم كه هريك قصبه اي است چون سيس، شبستر،وايقان، كوزه كنان..»
همچنين در روضات الجنان و جنات الجنان ضمن توصيف بابا فرج وايقاني به اين قريه اشاره شده است.
همچنين در اين رابطه ملا حشري نوشته است :
«وايقان از قراء بزرگ ارونق تابع مدينه شهر تبريز كه از غرب به روستاهاي شندآباد از شمال به قراء شبستر و از شرق به امند متصل مي گردد»



  مشاهير و مفاخر وايقان

 1- بابا فرج وايقاني
امروزه مقبره بابا فرج وايقاني در ميدان اصلي وايقان درست همجوار با خيريه وايقان در زير محوطه اي گنبد مانند وجود دارد اما سنگ قبر آن اكنون مفقود شده است. در مورد وي آورده اند كه :
«اين بابا فرج كه اهل آنقريه بوده و قبرش نيز در آنجاست مريد شيخ شهاب الدين اهري بوده و به يمن توجه آن بزرگوار به درجه كمال رسيده و معروف شده است.»
شيخ حسن بلغاري از بيست و هشت عارف از جمله بابا فرج نام مي برد. همچنين در روضات الجنان در مورد بابا فرج چنين آمده است.
«مرقد و مزار آن كاشف اسرار و معاني، حضرت بابا فرج وايقاني قدس الله سره العزيز در قريه وايقان است از قراي أرونق، وي بسيار بسيار بزرگ بوده صاحب مقامات عالي و مراتب متعالي.
حضرت مخدومي،أدوام الله بركاته فرمودند كه درويش عارف مؤتمن، درويش أبوالحسن رحمه الله روايت كردند كه باعث جذبه حضرت بابا در ابتداء اين بود كه ويرا مصاحبي بود كه با وي مصابحت كردي مگر آن مصابح را زني بوده بد نهاد به حضرت بابا ميلي پيدا كرده از آنجا كه عالم جواني است ويرا نيز باو ميلي شده أحيانا ميانه ايشان شبي وعده شده كه با هم صحبت دارند، روزش با شوهر آن زن با هم بوده اند و تعامي نيز باهم خورده بوده اند، اتفاقا شب موعود بابا در بالاي بامي بوده و انتظار مي گشيد كه زن آمده، بخاطرش رسيده كه ميانه تو و شوهر اين زن مصادف است و امروز به تازگي با وي نمك خوردي حالا به اين نوع خيانتي خود را مردار و نابكار سازي، از خدا شرم نداري؟ در اين وقت حال به روي بشوريده و در انديشه اين خاطر خود را از بام بزير انداخته و رو به كوه و صحرا نهاده و مدتي با دد و دام ساخته تا آخر به خدمت حضرت شيخ المشايخ في وقته، شهاب الدين محمود تبريزي أهري قدس سره رسيده و از يمن تربيت وي درجه كمال يافته.
بخط شريف حضرت مخدوم قدس سره ديده شد كه حضرت شيخ شهاب الدين محمود را سه مريد كامل مكمل بوده ، يكي سيد جلال الدين تبريزي سرسره كه پير شيخ زاهد ابراهيم گيلاني بوده و دوم شيخ معين الدين اصحاب كه پير شيخ باله حسن بنيسي است . سوم بابا فرج وايقاني كه قطب دايره تحقيق و مركز نقطه طريق بوده .
همچنين از حضرت مخدومي أدام اله بركاته چنين استماع افتاد كه كه نوبتي لشكر اعظم باغي به آذربايجان آمده بوده مردم از هرجا متفرق و پريشان شده اند، مردم وايقان پيش آن مرشد أهل ايقان آمده اند كه شما چه مي فرماييد ما نيز قرار بر فرار دهيم يا مصلحت ديگر در حق ما مي بينيد؟ حضرت بابا فرموده اند كه شما از جاي مجنبيد و توكل كل به جانب حضرت عزت كنيد كه شما را هيچ نوع تفرقه نخواهد بود. چون آن لشگر به آن حدود رسيده اند ميل آنجا كرده بنظر آن جماعت چنان آمده كه دريايي است اين صحرا و آن قريه جزيره اي است در ميانه آن، بازگشته اند و به مردم آنجا أصلا تشويشي نرسيده به بركت تصرف آن بزرگوار دين و آن مقتداي أهل يقين.

  2- آدم وايقانلي
از ديگر مشاهير وايقان مي توان به «آدم وايقانلي» كه ظاهرا شاعر بوده و اشعار تا چند سال پيش روي تخت هاي چوبين بدست آمده است. نام برد.
از وي كتابي تحت عنوان وايقانلي آدم ( حياتي، غزللري و اثرلرينده) به كوشش دكتر محمد تقي زهتابي در سال 1359 در 60 صفحه يه زبان تركي به چاپ رسيده است.

 

  ديزج خليل در گذرگاه تاريخ
طبق بررسي هاي آقاي محمد علي نقابي از مردان و روشنفكر و محقق ديزج خليل :
«براساس بررسيهاي كه از سقف نوشته هاي مساجد كهن محلات ششگانه و منازل قديمي سيصد ساله داشته ام به نام «ديزج خليل» برخورد نكرده ام لذا به احتمال زياد اين نام مركب از نام دو محله قديمي اين روستاي نمونه به نام هاي ديزج و خليلو بوده كه در اثر كثرت استعمال تبديل به ديزج خليل شده است.»
اين روستا به طور تخميني داراي قدمت بيشتر از هشتصد سال مي باشد.
در ادوار مختلف تاريخي برخي از جهانگردان و مسافران خارجي از اين روستا گذر كرده اند و آن را توصيف كرده اند : از جمله :
جكسن آمريكايي كه در سال 1282 هجري شمسي به ايران آمد در مورد اين روستا نوشته است :
«موقع آمدن به ايران از طريق خوي- و مرند- صوفيان به تبريز آمديم و موقع برگشتن از منطقه شبستر عبور كرديم.. شب هم در دهات بين راه «ديزج خليل» و تسوج بيتوته كرديم»
اودار براوان مي نويسد :
«.. روز ديگر به قصبه «ديزج خليل» رسيديم كه نه فقط آبادي بزرگ است بلكه باز هم دارد و ميزبان ما در آن قصبه يك دسته گل به ما تعارف كرد و معلوم بود كه قبل از ما از ساير مسافرين اروپائي نيز پذيرائي كرده است.
ژوبر پير نيز در سفرنامه خود موسوم به «مسافرت در ارمنستان و ايران» مي نويسد:
«كوتاهترين راهي كه ما را به تبريز مي رساند همان راهي است كه از «تسوج- ديزج خليل به درازاي درياچه اروميه كه بعدا درباره اش سخن مي گوييم مي گذرد
وي به هنگام بازگشت به كشورش از منطقه شبستر عبور كرده مي نويسد : «از تبريز كه خارج شديم براي فرار از گرماي طاقت فرساي روز همه شب راه پيموديم بامدادان به «ديزج خليل» رسيديم. ديزج خليل قريه اي است واقع در 20 كيلومتري شمال غربي مصب «آجي چاي» و دورادور آنرا باغات سرسبز و خرم وسيعي فرا گرفته است.
ظاهرا ديزج خليل از روستاهاي اربابي بوده چرا كه :
آخرين شخصي كه قبل از مشروطيت روستاي ديزج خليل را خريداري كرد، محمد علي ميرزا فرزند مظفردين شاه بوده است او چندين بار در تابستانها به همراه خانواده و همراهانش جهت استراحت به روستاي نامبرده آمده و در منزل حاج قربانعلي نامي سكني گزيده بود. پس از خلع و فرار وي باز اين روستا در تملك قاجاران بود. با روي كار آمدن رضا خان كليه اموال قاجارها از جمله روستاها مصادره و بنام خالصه تحت مالكيت دولت در آمد.
بعد تسلط حكومت مركزي به ياغيان و اشرار خالصجات به حاكمان جديد فروخته و يا واگذار گرديد. و اين روستا به شخصي بنام سرهنگ افخمي واگذار شد و بعد از آن به آقاي مهدي ابراهيمي درياني فروخته شد.
واپسين خريد و فروش روستاي فوق بتاريخ 21/11/1332 خورشيدي در دفتر رسمي 29 تهران انجام گرفته و علي اصغر سرتيپ زاده و سيد احمد گلشن عرصه روستا را به مبلغ هشتاد هزار تومان از مهدي رئيسي خريداري نموده و در مقابل مبلغ ناچيزي با سند مختصري به صاحبان اصلي واگذار نمودند.
«خانه هاي سنتي اين روستا به سبك خرپشته اي، و سبك سقف چوبي، مي باشند علاوه بر آن جهت نگاهداري البسه و آذوقه اين خانه ها داراي صندوقخانه و يا پستو بوده و برخي از خانه ها داراي سليوي گندم 400-300 كيلوئي بوده اند. بالاخانه نيز براي نگاهداري خشكبار وجود بوده است.



  روستاي سُهرل (سهرقه، سهره) و آثار تاريخي آن
روستاي سهرل از روستاهاي بخش رود قات است كه بعد از روستاي سار قرار گرفته است. اين روستا در 13 كيلومتري جاده تبريز- صوفيان و به فاصله 35 كيلومتري از تبريز قرار دارد. در مورد وجه تسمه آن بنظر مي رسد كه همانند نام سار نام اين روستا از پرنده اي بنام سهره گرفته شده و در طي دوران مختلف بدان سهرل يا سهرقه نيز گفته اند.در مورد قدمت اين روستا تنها در نظر گرفتن كليساي زيباي آن كه از دور دستها در مسير روستاي سهرل قرار دارد كافي است.
ظاهرا اين روستا در مالكيت اربابان بوده و آخرين ارباب آن سرلشگر ديبا بوده است.
امروزه در اين روستا حدود 55 خانوار زندگي مي كنند اما تعداد 217 نفر جمعيت دارد اين روستا خانه بعداشت ندارد، و تنها داراي يك باب مدرسه است كه در سال 1352 هجري شمسي تأسيس شده است. كه آن هم مختلط مي باشد.
شغل اكثريت مردم اين روستا كشاورزي و محصولات آن عمدتا گندم و جو..مي باشد.
از جمله آثار باستاني روستا وجود زيارتگاهي بنام «پير اَرَنر مي باشد كه مردم نذر و نيازهاي خود را بوي تقديم مي دارند.
و اما كليساي زيباي سهرل اثر بسيار جالبي در اين روستا محروم مي باشد.
«درمورد قدمت بناي كليساي واقع در اين روستا اظهارات فراواني ابراز شده از قرائن چنين استنباط مي شود كه بناي اوليه آن از آثار قرن 5 و 6 ميلادي بوده ولي بر اثر ويراني هاي مكرري كه به مرور زمان بدان راه يافته به تجديد بناي آن همت گماشته اند. قدمت بناي كنوني به سال 1840 ميلادي مي رسد كه توسط استادان روسي و فرانسوي ساخته شده است. اين كليسا در اثر زلزله 1936 .م آسيب جدي ديد كه بعد از آنها درها و پنجره هاي آن به تاراج رفت با اين حال بخ جاي مانده، نيز يكي از نفايس«معماري ارامنه آذربايجان» به شمار مي رود. بنا به شكل مستطيل به ابعاد
30/6 ×45/18 متر مي باشد، ايوان آجري آن در غرب بنا واقع شده و بوسيله دو راه پله به برج ناقوس كليسا بصورت برجي بلند با پلان ستاره اي شكل و گنبدي رُك خياري جلب توجه مي كند، ارتباط مي يابد، تالار مركز كليسا داراي پلان مستطيلي شكل با پوشش گنبدي است.
«طاق مركزي بوسيله كاربندي هاي زيبا به پلاني دوازده ضلعي تبديل مي شود كه پايه گريو گنبد تالاري بر روي آن قرار دارد. اين طرح سپس بوسيله كربندي هاي آجري ديگر گنبد داخلي تالار را تشكيل مي دهد و پوشش خارجي بنا به صورت گريو استوانه اي و گنبدي مخروطي خودنمائي مي كند، محراب كليسا در منتهي اليه شرقي بنا قرار دارد. و به صورت چند ضلعي با گنبد رُك مي باشدكه برخلاف گنبد تالار مركزي داراي گريوي هشت ضلعي است. در ديوار خارجي كليسا طاق نماهائي با طاق هلالي تعيين شده كه از يكنواختي و سادگي بنا مي كاهد.
به هر ترتيب اين كليساي زيبا كه بر فراز تپه اي رفيع قرار گرفته و روستا در پيرامون و پائين آن قرار دارد با آجرهاي خشتي و برنگ آخرئي بسيار زيباست، داراي گنبدي مدور و ده ضلعي است كه از دو جهت به واسطه 9 پله در طبقه اول و 9 پله در تبقه دوم به بام كليسا رهنمون مي شويم. امروزه درست گودالي در زير گنبد قرار دارد كه بيانگر حفاري ين مكان است. اثري از ناقوس و يا صليب در آن مشاهده نمي شود،كليسا داراي يك گنبد بزرگ، يك گنبد كوچك و يك برج و دو درب ورودي مي باشد.
لازم به ذكر است كه كليسا توسط اهالي روستا حفاظت مي شود.



اطلاعیه

ثبت نام آنلاین
برای متقاضیان عضویت در گروه


سامانه پیام کوتاه برای ارتباط مستقیم با مسئول گروه یاشیل میشو

«50002666227272»


 
در شبکه های اجتماعی

تلگرام

https://t.me/yashilmishoNGO

 

اینستاگرام

Instagram.com/yashilmisho.ngo

 
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به گروه زیست محیطی یاشیل میشو شهرستان شبستر می باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است
تلفن: 04142421810 - فاکس: 04142427272 - پست الکترونيک: Yashilmisho.ngo@gmail.com

Designed by Shabestar.net